سيد محمد جزائري

189

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

منه . وله شرح لامية العجم وله شرح شواهد المغني أيضاً لم يتمّ و غير ذلك » ( 1 ) . نگارنده گويد : تفسير نور الثقلين را كه شيخ حر ستوده و استنساخ كرده ديگران هم ستايش كرده‌اند . از تأليفات ديگر او كتابى است در اثبات اختصاص لقب امير المؤمنين به امام على بن ابيطالب ( عليه السلام ) و اينكه ديگران كه اين لقب را بر خود نهاده‌اند ، داراى يك نوع مرض بوده‌اند . جدّ اعلى در ترجمه استاد سابق الذكر خود ( شيخ جعفر بحرانى ) مى نويسد « روزى از او سئوال كردم از تفسيرى كه شيخ ما شيخ عبد على حويزى از اخبار جمع آورى نموده ، پس او گفت تا شيخ عبد على زنده است تفسير او يك فلس ارزش ندارد و چون او وفات كند اول كسى كه آن را با آب طلا بنويسد من هستم پس اين شعر را خواند . إنّ الفتى ينكر فضل الفتى * لوماً وبخلا فإذا ما ذهب لجّ به الحرص على نكتة * يكتبها عنه بماء الذهب » ( 2 ) و آخوند ملا عبد الرشيد فرزند نور الدين طبيب شوشترى ( 3 ) در تاريخ 15 - ع 1

--> ( 1 ) امل الآمل 2 : 154 . ( 2 ) الانوارالنعمانيه ( چاپ حروفى ) 4 : 309 . ( 3 ) ازعلماء با فضليت شوشتر ومذكور درتذكره شوشتر : 48 ، و اجازه كبيره : 30 والذريعة 12 : 252 ، مى باشد . وفاتش به طورى كه در حاشيه اجازه كبيره است در 1079 واقع شده . داراى تأليفات سودمندى است است از آن جمله سوانح البال لتصفية الحال ، كه مشتمل بر فنون شعر و انشاء وعلوم ادبى و فوائد بسيار ونتائج افكار مؤلف است و مقدار فضل او از آنجا معلوم مىشود . و شرح استبصار و مجالس الاماميه در اصول دين ، كتابى است فارسى مبسوط آغاز " حمد وستايش سزوار معبودى است كه . . . » يك نسخه مورخ 1075 در كتابخانه شيخ موجود است و به طور مسموع در قم هم نسخه آن يافت مىشود . وى طبع شعر نيز داشته و در لطائف الخيال محمد دارابى كه بين سالهاى 1076 - 1078 تاليف كرده شرح حال و نمونه‌اى از اشعار او و فرزندش محمد محسن متخلص به عرفان را آورده كه در مقدمه فردوس صفحه 40 نقل شده ، و نسخه‌اى از اصول كافى به خط ملا عبد الرشيد مذكور موجود است كه آن را با نسخه اصلى كه از روى آن استنساخ شده در 1078 مقابله كرده .